Search
Close this search box.

زمینه الان باید صدای محسنم کربلایی علی پناهی

الان باید صدای محسنم تو خونه میپیچید توی گهواره بودو گریه میکردو یاکه میخندید تو آغوشت باید محسن رو میگرفتی نه بازو باید دست رودست بچه مون میذاشتی نه پهلوت به تو بیشتر رفته یا من آخرش نفهمیدیم زهرا گهواره ساخته بودم واسش تو بگو چیکارکنم انام من که هستم چرا ترسیدی بدنت کبوده یاکه برای محسن مشکی پوشیدی آخ پقد لاغرشدی زهرا خواب دیدم که خوب شدی که دوباره مادر شدی زهرا ای زن جوون من نرو نرو ای همه توون من نرو نرو الان باید که محسن بازی میکرد توی این خونه باید که خاطرات خوب مون میشد این خونه خیال کن که بزرگ میشد تورو مادر صدا میزد خیال کن تویکوچه بازی بااین بچه ها میکرد به تو وابسته میشد یامن آخرش نفهمیدیم زهرا کلی آرزو براش داشتم تو بگو چیکارکنم حالا خیلی زهرا صورتت زرده چی میگه حسن توخواب میترسه کی دوباره برگرده بری تو علی میمیره نگی که نمی مونی اگه گریم میگیره ها آه ای دنیای من تو زمین خوردی پیش چشمای من عزیزم رفتی پشت در جای من آه ای دنیای من درافتادروسرت بمیرم تو آتیش سوخته معجرت چهل نفر ردشدن از روی پیکرت درافتادروسرت بین دیوارو در گیر افتادی تا لحطه ی آخر ایستادی تا لحظه ی یارالی ننه یارالی ننه ای وای
00:00 00:00